سيد محمد باقر شفتي

439

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

هر مرتبه يا وقف نمايد يا وصل به حركت ، به اين نحو راء مضمومه أكبر را وصل نمايد به لام جلاله ، پس همزهء جلاله اسقاط خواهد شد در لفظ ، و همچنين هاى مكسورهء لفظ جلاله در الحمد للَّه را وصل نمايد به لام ساكن الحمد به اسقاط همزهء وصل ، معلوم است اين در غير مرتبهء اولى خواهد بود . يا وصل به سكون نمايد لكن با تخلل فصل فيما بين فراغ از مرتبه و شروع به مرتبهء ديگر . مجملا تلفظ به هر يك از تكبير و تحميد به شش نحو متصور است : اول - با عدم اظهار حركت راى تكبير ، و همچنين با عدم اظهار حركتهاى لفظ جلاله از تحميد ، لكن با قطع نفس در هر دفعه ، خواه فاصله واقع سازد بعد از فراغ از مرتبهء قبل از شروع به مرتبهء ديگر يا خير . دوم : مثل اول است در عدم اظهار حركت حرف ، لكن قطع نفس ننمايد ، اما با تخلل فصل بعد از فراغ از مرتبه و قبل از شروع به مرتبهء ديگر . سوم : آن است كه حركت آخر حرف را اظهار نمايد ، لكن آن حرف را وصل نمايد به لام در لفظ جلاله در تكبير و لام در الحمد در تحميد . چهارم : مثل دوم است لكن با عدم تخلل فصل . پنجم : آن است كه قطع نفس نمايد با اظهار حركت در آخر هر يك از تكبير و تحميد . ششم : آن است كه باز اظهار حركت حرف آخر را در هر دو لفظ نمايد لكن قطع نفس ننمايد و هيچ يك از راء و ها را وصل به لام ننمايد . از آنچه مذكور شد ظاهر مىشود كه هر يك از سه قسم اول كه بوده باشد بى عيب است ، اول را وقف به سكون مىنامند ، دوم را وصل به سكون ، سوم را وصل به حركت . و اول از سه قسم آخر را باز وصل ، به سكون مىنامند ، دوم را وقف به حركت ، سوم را وصل به حركت ، ظاهر اين است كه هيچ يك از سه قسم مذكور محصل امتثال و مؤدى سنت نبوده باشد . و أما تسبيح پس قرائت آن به چهار نحو متصور مىشود ، اول : عدم حركت